فصلنامه مدیریت جهادی

هسته مدیریت جهادی مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

فصلنامه مدیریت جهادی

هسته مدیریت جهادی مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام

اسلايدر تصاوير

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «هسته مدیریت جهادی» ثبت شده است

پنجشنبه, ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۸، ۱۱:۰۳ ق.ظ

بازخوانشی از مدیریت جهادی؛ رشد با بالهای جهاد

دکتر وحید یاوری

عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام

وقوع انقلاب اسلامی در ایران موجب ظهور نوع جدیدی از جهان بینی، ساختار‌ها و سبک زندگی در عرصه اجتماعی شد. انقلابی که بر اساس آن یک تحول بنیادین بر اساس ارزش‌ها شکل گرفت. یکی از این تحول‌های بنیادین که حول محور ارزش اصیل جهاد شکل گرفت، تحول در نوع اداره تشکیلات و سازمان‌ها است. اداره جهادی سازمان و تشکیلات در اوایل انقلاب اسلامی در برخی سازمان‌‌ها و مخصوصا در دوران دفاع مقدس به وضوح قابل مشاهده است. جهاد و استکبار ستیزی از علل محدثه و بالتبع از علل مبقیه انقلاب اسلامی می‌‌باشند و امروز پس از گذشت چندین سال از وقوع انقلاب، نظام اسلامی برای تحقق رسالت خود نیازمند حضور روحیه جهادی در عرصه‌های مختلف مدیریت بخش‌های خرد و کلان جامعه است. مفهوم مدیریت جهادی دارای عقبه نظری و عملی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۱:۰۳
پنجشنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۹۷، ۰۶:۱۶ ب.ظ

ماشین حساب ها درست کار نمی کنند

حجت الاسلام والمسلمین غلامرضا قاسمیان

تعرب بعدالهجره برای شخص یا جامعه یعنی اینکه عده ای تا مدتی با باور به وعده‌های الهی که بر اساس محاسبات عقلی، منطقی به نظر نمی آید، زندگی کرده و با معادلات الهی حرکت می‌کردند و رزقهای آسمانی‌شان را دریافت می‌کردند. در واقع افراد جامعه بر این اساس مجاهدت میکردند، می‌جنگیدند و پیش می‌رفتند و پیروز می‌شدند. نه دشمن این منطق حرکت را می‌فهمید و نه مومنین از جزئیاتش مطلع بودند؛ چون رزق مومن، من حیث لایحتسب است اما در بن بست‌ها نمی ماندند چرا که «من یتق الله یجعل له مخرجا». بنابراین اگر ما با همان معارف و روحیه جهادی در عرصه‌های مختلف جامعه حرکت کنیم، امدادهای الهی نازل و به سمت راههای الهی هدایت خواهیم شد ولی اگر از این معارف برگردیم و بخواهیم به زعم خود به صورت عاقلانه و با محاسبات مادی زندگی کنیم دچار گناه کبیره «تعرب بعدالهجره» شده ایم؛ این گناهی نابخشودنی است و خدا از ما نخواهد گذشت

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ اسفند ۹۷ ، ۱۸:۱۶
چهارشنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۷، ۱۲:۰۶ ق.ظ

ماجرای راضیه و مادرش

پشت چراغ چهارزمانه توحید، فرصت خوبیه برای دستفروشی، بیست و خرده‌ای آدم منتظرن که چراغ قرمز بشه تا جنساشونو بفروشن. انبار کالاشون هم توی پارک نزدیک چراغه؛ گل، بادکنک، روزنامه، انواع اسباب‌بازی و...

تو گرمای عجیب تیر و مرداد 97، اینا سفت و سخت مشغولن. از بچه 6-7 ساله تا مردا و خانمای 45-50 ساله. قبلاً یکی دو تا پیرزن هم بودن اما چند وقتیه که از اونا خبری نیست.

دوست دارم باهاشون هم‌کلام شم. اولش حال و حوصله ندارن و گرما کلافه‌شون کرده، ولی وقتی سیریش می‌شم و تو چراغ سبزا، شروع می‌کنم حرف زدن، بعضیاشون پا می‌دن و دورم جمع می‌شن.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ بهمن ۹۷ ، ۰۰:۰۶